Author

سئات رسما به ایران آمد؛ برند تکمیلی پورشه برای معین موتور

سئات رسما به ایران آمد؛ برند تکمیلی پورشه برای معین موتور

فولکس واگن سال گذشته تقریبا بی سر و صدا عنوان بزرگترین خودروساز جهان را از تویوتا ربود، هرچند این گروه هنوز با مشکلات ناشی از تقلب زیست محیطی دیزلی خود دست و پنجه نرم می کند اما باید به احترام قدرت مهندسی و عظمت این گروه کلاه از سر برداشت.

شاید یکی از تفاوت های فولکس واگن و تویوتا در استراتژی تولید و بازاریابی این شرکت قابل مشاهده باشد، در شرایطی که تویوتا زیر مجموعه های معدودی دارد و تقریبا تمام محصولاتش را زیر پرچم نشان بیضی شکل خود و شاخه لوکسش (لکسوس) تولید می کند، فولکس واگن مجموعه از برترین برند ها گرد هم آورده و از طریقی متفاوت برای حفظ تخت پادشاهی بر صنعت خودرو جهان تلاش می کند.

فارغ از خودروسازان کم تیراژی چون لامبورگینی و پورشه، باید از اشکودا، آئودی و سئات به عنوان بازوهای مهم فولکس واگن در افزایش تیراژ و سهم خواهی در بازارهای مختلف یاد کرد.

حالا اما مدت هاست که زمزمه ورود فولکس واگن به کشورمان شنیده می شود، مدیران ارشد اشکودا بارها از تمایل خود برای حضور در بازار ایران خبر داده اند و امروز خبر ورود رسمی سئات به ایران نیز رسانه ای شد.

از این رو می توان گفت که فولکس واگن می خواهد با قدرت وارد بازار ایران شود و هرچند هنوز از نتایج مذاکرات اشکودا با طرفین ایرانی خبری نیست، اما آنطور که از شواهد بر می آید قرارداد عرضه محصولات فولکس و سئات در ایران نهایی شده است.

در ادامه این روند هیچ بعید نیست که شاهد عرضه آئودی هم باشیم تا دست فولکس واگن برای سهم خواهی از بازار خودروهای وارداتی ایران تکمیل شود.

سئات در بسیاری از بازارهای جهان نقش شاخه اقتصادی (نسبتا ارزان قیمت) و با کیفیت فولکس را بازی می کند و تمامی محصولات این شرکت که برپایه پلت فرم های فولکس واگن ساخته می شوند، از مجموعه قطعات فنی و کاراکتر مشترکی با برادران آلمانی خود بهره می برند، اما در عین حال قیمت گذاری محصولات سئات نسبت به فولکس واگن اقتصادی تر انجام می شود.

سئات با حدود 70 سال سابقه قدیمی ترین خودروساز اسپانیا محسوب می شود که تاریخی نسبتا پر فراز و نشیب داشته است اما مالکیت این برند از دهه 90 میلادی در اختیار گروه فولکس واگن قرار گرفت و حالا قریب به 3 دهه است که محصولات سئات با ظاهری متمایز از خویشاوندان آلمانی خود بر روی پلت فرم های ساخت گروه فولکس واگن عرضه می شوند.

نمایندگی سئات در ایران به شرکت معین موتور واگذار شده که در پیش از این نیز نمایندگی رسمی پورشه را اخذ کرده بود و همچنان نیز به ارائه خدمات پس از فروش و عرضه مدل های مجاز پورشه در بازار مشغول است.

در واقع نمایندگی پورشه در ایران را می توان یکی از جدی ترین نمایندگی های رسمی اعطا شده توسط خودروسازان خارجی در ایران دانست که در سال های پیش از تصویب قانون منع واردات خودروهای لوکس، علاوه بر واردات مستقیم، نسبت به خدمات دهی رسمی و احداث ساختمانی منطبق بر استاندارد های پورشه در ایران نیز اقدام کرده بود.

سئات نیز ماجرایی مشابه دارد و از هم اکنون نام معین موتور به عنوان نمایندگی رسمی این کمپانی در سایت اصلی سئات درج شده است. شوروم مرکزی این برند در خیابان عباس آباد در حال ساخت است و به نظر می رسد که عرضه محصولات نیز به زودی آغاز شود.

سئات به تازگی کراس اوور جدیدی را به نام آتکا را به لیست محصولات خود افزوده است که از شانس بالایی برای عرضه در بازار ایران برخوردار است.

از دیگر محصولات جذاب سئات نیز می توان به هاچ بک لئون اشاره کرد که بر پایه پلت فرم گلف شکل گرفته و کاراکتری کاملا آلمانی دارد. طبیعتا هنوز جزییات مدل های وارداتی و قیمت عرضه آن ها مشخص نیست، اما آنطور که از شواهد امر بر می آید، سئات می تواند به رقیبی اروپایی برای خودروهای کره ای و ژاپنی موجود در بازار مبدل شود و گزینه ای متفاوت را در اختیار خریداران قرار دهد.

کیفیت مهندسی آلمانی و قیمت گذاری رقابتی (به شرط در نظر گرفتن بازه قیمتی 150 الی 250 میلیون تومان) برای محصولات سئات، می تواند موفقیت این برند را در ایران نوید دهد، حال باید منتظر ماند و دید که این پیش بینی ها تا چه حد درست از آب در می آید.

The post appeared first on .

سئات رسما به ایران آمد؛ برند تکمیلی پورشه برای معین موتور

چرا و چگونه Valve هیچ رئیسی ندارد؟

چرا و چگونه Valve هیچ رئیسی ندارد؟

شرکتی را متصور شوید که در آن همه با هم برابر اند، شرکتی که مدیری ندارد و کارمندانش، هر جایی که بخواهند می نشینندT هر کاری که صلاح بدانند انجام می دهند و حقوق یکدیگر را با هم فکری هم مشخص می کنند. سالی یک بار هم با هم به مسافرتی تفریحی می روند. آن چه که تصور کردید، شرکت Valve بود، توسعه دهنده سرویس استیم و بازی هایی چون Dota 2 ،Counter Strike و Half Life.

ساختار مدیریتی، یا شاید هم بهتر است بگوییم بی مدیریتی والو، سال ها پیش لو رفت و دنیای تجارت و مدیریت را تکان داد. قضیه از این قرار بود که گیب نویل، از بنیان گذاران ولو در پادکستی از این ساختار سخن گفت و یکی از شنوندگان، خواست که بیشتر با جزئیات این نحوه مدیریت آشنا شود. Greg Coomer، از طراحان مشغول در ولو هم دفترچه مدیریتی این شرکت را برای وی فرستاد و طولی نکشید که این دفترچه روی اینترنت پخش شد.

ساختار این شرکت خیلی زود توجه همگان را به خود جلب کرد، زیرا که والو هیچ رئیس و یا مدیری نداشت. شاید فکر کنید که ولو شرکت کوچکی است و به همین دلیل این ساختار توانسته جواب گوی نیاز های نویل و همکارانش باشد، اما در آن زمان ولو 300 کارمند داشت و شرکتی با 300 کارمند اصلا کوچک محسوب نمی شود.

در هر صورت، ساختار سازمانی ولو، ساختاری مسطح است، یعنی همه کارمندان در یک سطح اند و با هم برابر اند. اما واقعا در چنین سازمانی، همکاری و مشارکت بین کارمندان چطور ممکن است؟ بدون وجود رئیس، کوچک ترین اختلافی ممکن است به آشوب منجر شود. گیب نویل که پس از لو رفتن دفترچه ساختار سازمنی ولو، دیگر تلاش نکرد راز شرکتش را پنهان کند، سعی کرده که به برخی از سوال های پیرامون این ساختار سازمانی پاسخ دهد.

محیط کاری بدون مدیر را چطور توصیف می کنید؟ چگونه توانستید که چنین محیطی را ایجاد کنید؟

من 13 سال در مایکروسافت کار می کردم و یکی از وظایف اصلی ام، برقراری ارتباط با دیگر شرکت هایی بود که مشتری و همکار مایکروسافت محسوب می شدند. در دوران کاری ام، با سازمان های متعددی که هر کدام ساختار خاص خود را داشتند در تعامل بودم. به همین دلیل فکرم معطوف به ساختار های سازمانی گوناگون شد و خیلی زود به این نتیجه رسیدم که هر ساختاری، برای حصول هدف خاصی مناسب است و ساختار ها تفاوت های عمده ای دارند.

وقتی که در سال 1996 ولو را بنیان نهادیم، به این فکر می کردیم که قرار است این شرکت در چه زمینه ای تبحر داشته باشد. نتیجه این شد که ما می خواستیم چیزی هایی  را خلق کنیم که نظیر شان قبلا وجود نداشته. مدیریت برای رسمی کردن و نهادینه کردن فرایند ها و روش های کاری مناسب است، اما شاید در زمینه کاری ما چندان به کار نیاید. برای مثال فرض کنید که می خواهیم دو محصول ایجاد کنیم، شاید برای توسعه یکی، نیاز به مهارت هایی داشته باشیم که در دیگری اصلا به کار نیایند، چرا که در بازی سازی، مهارت های مختلفی از قبیل مهارت های فنی، طراحی و هنر دخیل اند و ما نیاز به نیرو هایی داریم که بتوانند این موضوع را درک کنند. در ولو، خیلی بعید است که یک نفر مسئول دو پروژه متوالی باشد.

چرا بعید است که یک نفر مسئول دو پروژه متوالی باشد؟

اصطلاحاتی که ما در ولو به کار می بریم، مهارت مدیریتی و کار فردی است. در کار گروهی، وظیفه مدیر و مسئول پروژه این است که سعی به افزایش اثر بخشی همکارانش کند و در حصول این هدف، ممکن است که بخشی از اثر بخشی خود وی قربانی شود. زیرا مدیران در کار گروهی، استرس بیشتری را تجربه می کنند و بیشتر درگیر مشکلات می شوند، زیرا که جز اعمال خودشان، فاکتور های بسیار دیگری هم بر موفقیت پروژه تاثیر دارند که باید کنترل شوند. خیلی از کارمندانی که ایده ای در سر دارند، برای به عمل آوردن آن ایده تصمیم می گیرند که پروژه ای را شروع کنند و خود عهده دار رهبر و مسئول ان پروژه می شوند. اما پس از پایان پروژه، به علت فشار های وارد تصمیم می گیرند که مدیریت را کنار بگذارند و به صورت فردی در فعالیت ها مشارکت کنند. در ولو، بسیاری از کارمندانی که بالاترین حقوق را دریافت می کنند، کسانی است که فقط به صورت فردی در کار ها دخیل هستند.

ولو در توسعه ساختار سازمانی اش از شرکت خاصی الگو گرفته؟

در مایکروسافت، ما واقعا ایده ای نداشتیم که مشتریان، چگونه از محصولات مان استفاده می کنند. هدف مایکروسافت این بود که با ویندوز، بازار رایانه های خانگی را به سلطه خود در آورد. اما در مایکروسافت این نگرانی وجود داشت که مشتریان، هارد درایور رایانه های شخصی خود را فرمت کنند به جای ویندوز، سیستم عامل پیش فرضی که روی این رایانه ها نصب شده بود، MS-DOS و یا سیستم عامل های دیگر نصب کنند. خب ما به این فکر افتادیم که ببینیم مشتریان مان دارند با رایانه های شان چه می کنند، اما نمی توانستیم تک تک شان را سوال پیچ کنیم، این کار بسیار پر هزینه بود. اما خبر خوب این بود که در آن دوران، حدود 20 میلیون کاربر در ایالات متحده از ویندوز استفاده می کنند.

اما آن چه که مرا شکه کرد، این بود که با وجود تمامی تلاش های مایکروسافت مبنی بر چیره شدن بر بازار نرم افزار، ویندوز دومین نرم افزار پر استفاده در آن زمان بود. موفق ترین اپلیکیشن، بازی ای بود به نام DOOM، اپلیکیشنی که توسط هیچ کدام از غول های نرم افزاری توسعه نیافته بود. سازنده عنوان DOOM، تیمی بود متشکل از 12 نفر که در حومه های تگزاس سکونت داشتند. دوم حتی از طریق خرده فروشان بین کاربران توزیع نشده بود، بلکه برای پخش آن، از متد هایی استفاده شده بود که قدمت شان به پیش از پیدایش اینترنت می رسسد. مایکروسافت تیم های فروش 500 نفره تشکیل داده بود، اما شرکتی با تنها 12 کارمند توانسته بود نرم افزاری را بسازد که حتی از ویندوز هم بیشتر فراگیر شود.

امروزه در ولو، ما سازمان های تبلیغاتی و تیم های فروشی سنتی نداریم. هر توسعه دهنده ای، وظیفه دارد که تلاش خود را به کار بگیرد تا محصول به بهترین کیفیت ممکن برسد، همچنین وی باید راهی برای سنجش میزان رضایت مشتری بیابد و آن را بهبود ببخشد.

ایا واقعا این راه حل، بهینه تر از روش سنتی است؟

برای این که بتوانیم به خوبی از این روش بهره ببریم، نیاز به بهترین نیرو ها داریم. به جای این که به دنبال نیرو های ارزان و کم هزینه باشیم، ما به دنبال بهترین ها هستیم، به دنبال گران ترین ها. برای مثال جرمی برت، در صنعت فیلم روی سه گانه ارباب حلقه ها و گینگ کونگ کار می کرد. در وصف اعتبار او کافی است بگوییم که در لیست اسامی سازندگان کینگ گونگ، چهارمین نامی که آورده شده نام وی است. این شخص در کاری که انجام می دهد، فوق العاده است. اگر ما از این شخص در ولو کمک بگیریم، از سر بار استودیو مان کاسته ایم، زیرا نیازی نیست که وی در جلسات شرکت کند، نیازی نیست که وی را به مشتریانمان معرفی کنیم و از اعتبار او برای شان بگوییم، وی فردی شناخته شده است و در زمینه کاری خود از بهترین ها است. ما به مهارت ها و استعداد وی اعتماد کرده و باور می کنیم که وی کارش را به بهترین نحو انجام می دهد.

چیزی هست که ولو در آن ضعف داشته باشد؟

ما کنترل تمام و کامل روی کارمندان مان و کار شان نداریم، به همین دلیل اگر کسی خراب کاری کند و به هر نحوی کارش را درست انجام ندهد، در روند شرکت مشکل پیش می آید. در ولو ما فرض می کنیم که هر کس می داند که دارد چه می کند. برای مثال در ساخت Half Life 2، یکی از مهندسین ما چندین تصمیم کاملا بد و نادرست گرفت. ما در آن زمان سیستمی برای مانیتور کردن کار تک تک کارمندان مان نداشتیم، در نتیجه مجبور شدیم 6 ماه اضافه روی پروژه کار کنیم. کل تیم مجبور شد که برای جبران اشتباهات یک نفر، اضافه کار کند.

کارمندان جدید چطور با این ساختار سازمانی غیر معمول کنار می آیند؟

به طور متوسط 6 ماه طور می کشد تا افراد خود را با این سیستم مطابقت دهند. البته آنانی که از صنعت فیلم سازی وارد ولو می شوند، سخت تر با این ساختار کنار می آیند، زیرا که در آن صنعت، ساختار سازمان ها به شدت نظام مند است و کار ها هم شدید تخصصی هستند. مثلا ممکن است که شما کارتان را به عنوان یک انیماتور شروع کنید و در صنعت فیلم سازی، به عنوان کسی که فقط می تواند حرکات دهان حیوانات را انیمیت می کند نامی برای خود دست و پا کنید. وقتی که وارد ولو می شود، مدتی طول می کشد تا بفهمید که دیگر مجبور نیستید که فقط دهان حیوانات را انیمیت کنید.

بدون مدیر بودن، یکی از عجیب ترین و در عین حال بهترین ویژگی های والو است. این شرکت، ساختار سلسه مراتبی ندارند، تمامی کارمندان در یک سطح اند و به هر شکلی می توانند با هم در تعامل باشند. می توانند در کنار هم پروژه جدیدی را شروع کرده و روی محصول جدیدی کار کنند. والو بهترین ها را استخدام می کند، از برترین های صنعت استفاده می کند . به کارمندان خود اعتماد دارد، در نتیجه هر کارمندی وظیفه دارد که کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام دهد.

استخدام نیرو های جدید و یا اخراج کارمندان فعلی، می تواند با یک مکالمه خیلی ساده بین دو نفر در یک راهرو شروع شود. خیلی اوقات تعدادی از کارمندان والو تصمیم به انجام کاری می گیرند، مثلا به این فکر می افتند که به یکی از همکاران شان پاداش بدهند، پاداشی که مقدار آن می تواند 10 برابر حقوق عادی آن شخص باشد. آن ها این مسائل را با رئیس شان در میان نمی گذارند، زیرا که اصلا رئیسی ندارند. کارمندان با هم بر سر موضوع بحث می کنند و اگر که توافق عمومی حاصل شد، ان کار را انجام می دهند.

شاید این ساختار احمقانه به نظر برسد، ولی واقعیت این است که به خوبی در والو جواب می دهد. لازمه این که این که این ساختار ثمر بخش باشد، این است کارمندان باید به کاری که انجام می دهند باور داشته باشند، باید همواره منافع شرکت را به منافع خود ترجیح دهند. به همین دلیل هم کارمندان والو، از بین بهترین های صنعت دستچین می شوند. آن ها کسانی نیستند که از کار در بروند، بلکه نهایت سعی خود را می کنند تا خروجی کارشان، بهترین کیفیت ممکن را داشته باشد.

والو اکنون بیشتر روی سرویس هایی که ارائه می دهد متمرکز شده و آن ها را توسعه می دهد. دوتا 2 و کانتر استرایک، هر دو از محبوب ترین بازی های رقابتی هستند. حدود 70 درصد از بازی های پلتفرم پی سی از طریق شبکه استیم به فروش می رسند، شبکه ای با 55 میلیون کاربر که سالیانه حدودا 1 بیلیون دلار سود برای والو به ارمغان می آورد.

The post appeared first on .

چرا و چگونه Valve هیچ رئیسی ندارد؟

چرا جایگاه اپل در چین متزلزل شده است؟

چرا جایگاه اپل در چین متزلزل شده است؟

از زمانی که اپل در سال 2009 فروش آیفون را به صورت رسمی در چین آغاز کرد، مورد حسادت دیگر رقبای ساکن دره سیلیکونی قرار گرفت؛ در جایی که گوگل و فیسبوک از این کشور اخراج شدند و اوبر نیز پس از نبردی طولانی و پر هزینه، رقابت را به حریف چینی خود باخت، اپل به شکوفایی رسید، به گونه ای که آیفون به عنوان مشهودترین نماد جایگاه اجتماعی در بزرگ ترین بازار موبایل جهان مطرح شد.

با این حال، روزگار خوش ارزشمندترین شرکت دنیا نیز به سر آمد. گزارشی که چند هفته قبل منتشر شده، نشان می دهد در سال 2016 برای نخستین بار، آیفون جایگاهش را به عنوان پرفروش ترین موبایل در چین به رقبایش باخته، سهم بازار اپل از 15 درصد به 11 درصد رسیده، و با وجود افزایش کلی خرید موبایل در این کشور، فروش آیفون روندی نزولی را طی می کند.

با متزلزل شدن جایگاه آیفون، اپل و تحلیلگران وابسته به این شرکت از کسب و کار در حوزه «خدمات» به عنوان منبع درآمدی فوق العاده و رو به رشد سخن گفتند، اما فعالیت این حوزه نیز برای اهالی کوپرتینو خوب از آب در نیامد؛ آنها پس از مذاکرات طولانی با مقامات چینی، مجبور شدند دو مورد از خدماتشان یعنی بخش فیلم های آیتونز (iTunes Movies) و کتاب های الکترونیکی (iBooks) را تنها پس از گذشت شش ماه از ارائه، متوقف سازند. البته توقف این خدمات در یک سال قبل، با آغاز روند نزولی فروش آیفون در این کشور همراه شد.

آیا اقدامات دولت چین در بداقبالی اپل نقش داشته است؟

در این میان، ذهن کارشناسان و علاقه مندان به این موضوع مشغول شد که آیا دولت چین، در بخت برگشتگی اخیر اپل نقش داشته، یا اینکه کمپانی آمریکایی روندی قابل پیش بینی را طی کرده است؟ «جان ژانگ» استاد مارکتینگ دانشکده وارتون دانشگاه پنسیلوانیا و مدیر مرکز پن-وارتون در چین می گوید:

به راحتی می توان دید که اپل به سقف رشدش در چین نزدیک شده، اما عوامل زمینه ساز آن جای بحث دارد؛ آیا اقدامات خود کمپانی دلیل این وضعیت است؟ آیا مقامات رگولاتوری چین در آن نقش دارند؟ یا محیط کسب و کار کلی چین عامل اصلی به شمار می رود؟

اپل در رقابت با سرویس های مشابه بومی کشور چین موفق نبوده است.

اکثر شرکت های تکنولوژی آمریکایی می گویند حضور در چین به مثابه ورود به صحنه رقابتی نابرابر است. شاید بعضی قسمت های این داستان صحت داشته باشد، اما قطعاً همه ماجرا این نیست. مثلاً در مورد اپل، هنوز برخی از خدمات آنها از جمله بخش موسیقی (Apple Music) یا پرداخت موبایلی (Apple Pay) به صورت قانونی در چین فعال هستند، اما محبوبیت چندانی کسب نکرده اند. در واقع رقبای بومی اپل با ارائه خدمات مناسب و سازگار تر با فرهنگ چین، توانسته اند این کمپانی را کنار زده و کاربران بیشتری را جذب نمایند.

به هر تقدیر، اگرچه نمی توان روی تعهدات دولت چین در درازمدت حساب باز کرد، اما چالش پیش روی کسب و کار اپل در سرزمین اژدهای سرخ ربطی به این موضوع ندارد؛ کمپانی کوپرتینویی قربانی قوانین دست و پا گیر رگولاتوری چین نشده، بلکه باید عامل شکست را در رویکردهای خودش جستجو کند.

سفر در زمان به یک سال قبل

با اوج گیری رقابت در عرصه تلفن همراه و افزایش تعداد بازیگران مطرح، اپل در سپتامبر 2015 تصمیم گرفت اکوسیستم خدماتش را با معرفی اپل موزیک، آیتونز موویز و آی بوک در چین توسعه دهد. همان طور که می دانید خدمات یکی از بخش های محوری استراتژی کسب و کار اپل به شمار می روند.

پس از شش ماه فعالیت، مقامات رگولاتوری چین سرویس های پخش فیلم و کتاب الکترونیک اپل را متوقف کردند.

تیم کوک مدیرعامل اپل در گزارش مالی سه ماهه نخست سال 2016 اعلام کرد می خواهد درآمد اپل از بخش خدمات را تا سال 2020 به دو برابر افزایش دهد. ارائه سرویس های مختلف علاوه بر درآمدزایی مستقل، می تواند کاربران را درگیر ساخته و وفاداری آنها را نیز افزایش دهد؛ اما این بار بخت با اپل یار نبود. شش ماه پس از عرضه، مقامات رگولاتوری چین وابسته به سازمان دولتی مطبوعات، انتشارات، رادیو، فیلم و تلویزیون، به این حوزه ورود کرد و اپل مجبور شد خدمات فیلم و کتاب الکترونیکی خود را متوقف سازد.

در آن زمان بیشتر خبرگزاری ها از اعمال فشار دولت چین برای کاهش روند رو به رشد اپل سخن گفتند و نیویورک تایمز به این نکته اشاره کرد که دو سرویس مورد بحث به خاطر رقابت با سامانه های بومی نظیر Tencent Video و Youku Tudou در بخش ویدیو و China Reading در حوزه کتاب الکترونیکی متوقف شده اند. به همین دلیل کارشناسان معتقد بودند کار سرویس های اپل تمام است و به زودی اپل موزیک و Apple Pay نیز از کار خواهند افتاد.

یک سال بعد
هفتاد درصد بازار پخش موسیقی آنلاین چین در اختیار Tencent و مابقی آن در دست دیگر رقبای بومی است.

برخلاف انتظار، اپل موزیک همچنان به کار خود ادامه داد و اپل پِی که در فوریه 2016 به عنوان خدمات پرداخت موبایلی و کیف پول الکترونیکی در چین معرفی شد نیز مانعی سر راه خود ندید، اما هیچکدام از این دو به موفقیت قابل توجهی دست نیافتند و به همین دلیل در مرکز توجه مقامات دولتی چین و رقبای بومی قرار نگرفتند. البته این صحبت بدین معنی نیست که iTunes Movies یا iBooks خدمات موفقی بودند.

«الکس تاگارت» مدیر عامل شرکت Outdustry مستقر در پکن که خدمات موسیقی ارائه می دهد، می گوید در حال حاضر شرکت Tencent بیش از 70 درصد بازار موسیقی را با اپلیکیشن هایی نظیر QQ Music و Kugou و Kuwo در اختیار دارد. 30 درصد باقی مانده هم در اختیار رقبای بومی همچون NetEase، علی بابا و بایدو است و بنابراین چیزی از این بازار به اپل نمی رسد.

البته کارشناسان می گویند بیش از نیم میلیارد کاربر چینی، بیش از یک اپلیکیشن پخش موسیقی روی موبایلشان دارند و بنابراین شاید اپل با تغییر رویکرد بتواند گوشه ای از این حجم عظیم را به خود اختصاص دهد، اما «تاگارت» معتقد است اپل در این زمینه دو نقص عمده دارد:

اول از همه، حذف یا بقای خدمات پخش موسیقی در چین به اندازه آرشیو محلی آنها بستگی دارد و با توجه به اینکه اکثر ناشران پرطرفدار در این کشور به عقد قراردادهای انحصاری و ارزشمند با پخش کننده های محلی روی می آورند، بنابراین مجموعه موزیک های اپل توجه چندانی را به خود جلب نمی کنند.

کاربران چینی به استفاده رایگان از خدمات پخش موسیقی آنلاین عادت کرده اند.

از سوی دیگر، مسئله هزینه مطرح است. بیشتر مصرف کنندگان در چین به استفاده رایگان از این خدمات عادت کرده اند، چون شرکت های ارائه دهنده از جمله Tencent سرویس های رایگان خود را در قالب اکوسیستم گسترده تجاری به دست مصرف کننده می رسانند. در مقابل، اپل موزیک با وجود آرشیو بسیار محدودی از موسیقی چینی، هزینه اشتراک ماهیانه هم طلب می کند.

«رابرت لیونز» استاد دانشگاه نورث ایسترن بوستون معتقد است اپل نه تنها دیر به صحنه آمده، بلکه می خواهد محصولی با کیفیت کمتر را به قیمتی بالاتر عرضه کند. رقبای اپل طرح های متنوعی با قیمت های مناسب و پلن های مختلف رایگان و پولی ارائه می کنند، بنابراین طبیعیست که جایی برای اپل در این بازار باقی نخواهد ماند.

علی بابا و Tencent بیش از 90 درصد بازار پرداخت های موبایلی چین را در اختیار دارند.

سیستم پرداخت موبایلی Apple Pay هم با مسائل کم و بیش مشابهی در چین روبروست. علی بالا و Tencent بیش از 90 درصد بازار پرداخت های همراه را با سرویس هایی نظیر Alipay و WeChat Pay و Tenpay در اختیار دارند که به خاطر سازگاری گسترده با پلتفرم های رسانه ای و اجتماعی فوق العاده محبوب خودشان، قابلیت های بی نقصی را به کاربران ارائه می کنند.

مشکلات فنی را هم نباید دست کم گرفت. Apple Pay به فناوری NFC برای تبادل اطلاعات رمزنگاری شده متکیست، اما بیشتر مصرف کنندگان چینی ترجیح می دهند از روش ساده تر یعنی کدهای QR استفاده کنند که به راحتی توسط کسب و کارهای کوچک نیز قابل پیاده سازی و اجرا هستند. بنابراین مراکزی که بخواهند با Apple Pay سازگار شوند، مجبور به سرمایه گذاری بیشتر و تهیه دستگاه های مجهز به NFC خواهند بود.

اپل فرهنگ بومی چین را درک نکرده و نتوانسته با آن سازگار شود.

«کیتی فوک» مدیر بخش چین شرکت تحلیل بازار IDC معتقد است اپل باید توجه بیشتری به رویدادهای محلی و منطقه ای در چین معطوف می کرد. مثلاً Apple Pay در زمان جشن «هونگ بائو» که در آن پاکت های سرخ پر از پول بین چینی ها رد و بدل می شود، هیچ فعالیتی ندارد، اما این فرصت طلایی به خوبی توسط رقبای محلی شناخته شده و استفاده می گردد. «فوک» می گوید اپل واقعاً فرهنگ بومی چین را درک نکرده و به همین دلیل نتوانسته در آن نفوذ کند.

البته هنوز نقطه درخشانی در طالع اپل در سرزمین اژدهای سرخ به چشم می خورد: اپ استور که دانلود اپلیکیشن ها و پرداخت های درون برنامه ای را در اختیار کاربران قرار می دهد. بخش اعظم درآمد اپل در حوزه خدمات، از اپ استور به دست می آید و بخشی از تمام تراکنش های مالی در اپلیکیشن ها به این کمپانی می رسد، بدون اینکه هزینه ای برای آنها در پی داشته باشد.

جالب است بدانید که سال گذشته، چین با کنار زدن آمریکا به عنوان بزرگ ترین بازار اپ استور در جهان معرفی شد. مؤسسه تحقیقاتی مکواری (Macquarie) پیش بینی می کند که اگر اپل سهم کنونی خود در بازار موبایل چین را حفظ کند، تا سال 2020 فروش اپ استور در این کشور به دو برابر افزایش خواهد یافت. با این حال نمی توان به پیش بینی ها اکتفا کرد.

همان طور که می دانید یکی از دلایل اصلی درآمد بالای اپ استور در چین، عدم حضور گوگل با پلی استور در این کشور است، ضمن اینکه سهم اپل در بزرگ ترین بازار موبایل جهان نیز روز به روز کاهش می یابد. از سوی دیگر، توسعه دهندگان چینی اپلیکیشن های iOS نیز نسبت به رویکرد انحصارطلبانه اپل در این حوزه شکایت کرده اند.

«لیونز» در این رابطه می گوید:

به نظر نمی رسد حضور اپل در چین، با رشد قابل توجه اپ استور در آیندi همراه باشد، چون بخشی از موفقیت های کنونی آنها به خاطر کنار زدن رقبا توسط دولت چین بوده. در واقع اپ استور فقط یک پلتفرم محبوب است و محتوای داخل آن، سنخیتی با فرهنگ چین ندارد.

ظاهراً اپل قصد دارد از میزبانان چینی اش درس بیاموزد. آنها به تازگی اعلام کردند دو مرکز تحقیق و توسعه جدید در شانگهای و سوژو می سازند، ضمن اینکه برنامه قبلی آنها برای ساخت چنین مراکزی در پکن و شنژن نیز به قوت خود باقیست. اهالی کوپرتینو قول داده اند بیش از نیم میلیون دلار در مراکز تحقیقاتی چین سرمایه گذاری کنند.

با این حال هنوز هم موفقیت این کمپانی با میزان توجه آنها به فرهنگ مصرف کنندگان چینی گره خورده است. اپل در این کشور باید به راهکارهای بومی فکر کند، وگرنه به جایی نخواهد رسید، هرچند حتی در این صورت هم نمی تواند از آینده اش مطمئن باشد، زیرا هر لحظه امکان دارد مقامات رگولاتوری چینی خواب تازه ای برای آنها ببینند.

در مجموع تا به امروز، آنچه بر سر اپل آمده به اقدامات دولت محلی ارتباطی نداشته و تصمیمات خود اهالی کوپرتینو، زمینه ساز آنها بوده اند. حال باید دید آیا این کمپانی از شکست هایش درس می گیرد و رویکرد خود را در آینده تغییر می دهد یا خیر.

The post appeared first on .

چرا جایگاه اپل در چین متزلزل شده است؟

آریا تم – فروشگاه تخصصی قالب وب و موبایل فارسی [رپورتاژ آگهی]

آریا تم – فروشگاه تخصصی قالب وب و موبایل فارسی [رپورتاژ آگهی]

در دنیای دیجیتال امروز یکی از  مهمترین چالش هایی که صاحبان کسب و کار و استارت آپ ها با آن روبرو هستند طراحی ظاهری وب سایت و موبایل اپ آنها است.

حل کردن این مساله که چگونه طراحی موبایل اپ ، وب سایت زیبایی داشته باشیم و در این زمینه بتوانیم سایر رقبا را پشت سر بگذاریم از مهمترین مسائلی هست که تقریبا تمامی شرکت ها و پروژه های حوزه فناوری با آن دست به گریبان هستند.

از طرفی بسیاری از صاحبان کسب و کار سنتی تمایل دارند به حوزه آنلاین کشور نیز وارد شوند و از آنجایی که وارد شدن در حوزه دیجیتال امکان داشتن قدرت ریسک بالا را می طلبد ترجیح میدهند ابتدا با اختصاص هزینه کمتری نیاز بازار آنلاین را بسنجند.

دقیقا برای مرتفع کردن همین مساله شکل گرفته است. به این معنی که در آریا تم تنوع بی نظیری از طرح ها و قالب های موبایل اپ و  تم سایت با موضوعات گوناگون فروشگاهی ، خبری ، گردشگری ، شرکتی ، و … وجود دارد و نکته قالب توجه این طرح ها این است که تماما توسط طراحان ایرانی و فارسی زبان طراحی شده است و هیچگونه نقض کپی رایت و کپی از طرح های لاتین شکل نگرفته است.

در آریا تم طرحهای آماده شده به حالت های مختلفی نظیر فایل psd ، sketch app  ، و فایلهای html/css  ، وردپرس و… وجود دارد و خریداران با توجه به نیاز خود میتوانند طرح مورد نظر خود را انتخاب کنند.

برای صاحبان کسب و کار سنتی که قصد انجام ریسک و اختصاص هزینه بالا برای کسب و کار آنلاین خود را ندارند نیز پیشنهاد خوبی داریم!

ما در آریا تم انواع مختلفی از   ، شرکتی ، خبری ، مجله ، گردشگری و … را طراحی کرده ایم و تمامی این محصولات دارای نصب رایگان و پشتیبانی سه ماهه هستند.

همانطور که گفته شد در فروشگاه آریا تم هیچگونه نقض کپی رایت صورت نمیگیرد و تمامی ابزارها ، فایلها و اسکریپت های استفاده شده دارای حق استفاده هستند. به عنوان مثال برای تمامی فونت های استفاده شده در قالب های وب سایت و موبایل اپ لایسنس استفاده معتبر تهیه میگردد.

همچنین تمامی طراحی های موجود در آریا تم بصورت اصولی و استاندارد طراحی میشود و از گریدها و فریم ورک های استاندارد طراحی ، اصل بهینه سازی و کامنت گذاری کد و بهینه سازی برای موتورهای جستجو صورت می پذیرد.

The post appeared first on .

آریا تم – فروشگاه تخصصی قالب وب و موبایل فارسی [رپورتاژ آگهی]

ادامه صدرنشینی Nintendo Switch در ژاپن

ادامه صدرنشینی Nintendo Switch در ژاپن

در آماری که به تازگی توسط Media Create برای فروش سخت‌افزار و بازی در کشور ژاپن منتشر کرده است.

در این لیست و بخش بازی‌ها، صدرنشینی چند هفته‌ای Monster Hunter XX با حضور بازی Fire Emblem Echoes: Shadows of Valentia به پایان رسیده است. Monster Hunter XX به رده پنجم سقوط کرد. بازی‌های جدید دیگر نیز مانند Pro Baseball Famista Climax، Dark Souls 3 The Fire Fades Edition و Dungeon Traveleres 2-2 در رده‌های بعدی قرار گرفتند.

در قسمت سخت‌افزاری، Nintendo Switch همچنان با قدرت به کار خود ادامه می‌دهد. این کنسول توانست در هفته گذشته به فروش 48,700 واحد دست پیدا کند. رده دوم نیز با 22,600 واحد در دست 3DS است. رده سوم نیز به PS4 اختصاص یافته که در هفته‌های اخیر و حضور Nintendo Switch سقوط آزاد را تجربه کرده است. کنسول سونی توانست در این هفته 20,000 واحد در ژاپن فروش داشته باشد.

هفته آینده نیز شاهد حضور یکی دیگر از بازی‌های انحصاری Nintendo Switch یعنی Mario Kart 8 Deluxe خواهیم بود.

ادامه صدرنشینی Nintendo Switch در ژاپن